عبد الله احمديه

37

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

بخارات از همين‌جا مىباشد . پس از قطع ، رگ را داغ مىكردند . اقدام ديگر اينكه براى آرامش درد ، صبر زرد را در آب حل كرده پنبه‌اى را بدان آغشته و در گوش مىنهادند . رازى در كتاب برء الساعه مىنويسد : « درمان درد شقيقه آنست كه بخور از اشنان بدهند ، و يا استخوان سگ را كوبيده بخور دهند كه فورا درد ساكت گردد . » صداع بيضى اين صداع از نوع سختى است كه دير ريشه‌كن مىشود . در ماهيت اين نوع صداع حكماى پيشين اختلاف عقيده داشته‌اند . آنچه ابو على سينا مقرر كرده به شرح زير است : « . . . و اين صداع را شش سبب است يكى بخارات غليظ كه از اخلاط جدا شده بر دماغ آيند و زير غشاء كه محلل قحف ( آهيانه Pavietal ) است يا زير آن دو غشاء كه داخل قحف‌اند و محيط بر هر دماغ محتبس شوند و اخلاط كه بخارات از آن جدا شود يا در سر مىباشد فقط ، يا در ديگر اعضاء . دوم اخلاط رويه كه محتقن شوند در امكنه مذكوره . سوم فلقمونيا Phlegmon ) « 1 » ) كه در نفس دماغ عارض مىشود . چهارم خمره دماغ . پنجم ورم بارد كه در اجزاء اندرونى سر پديد آيد . ششم ريح ( باد ) غليظ كه در اغشيه مزبور بود بند گردد . . . » قدما اين نوع صداع را با پنج نشانه شناسايى مىكرده‌اند . اول آنكه بيمار با اندك حركت ، تناول خوراك و مشروب و يا رؤيت مناظر و يا استماع اصوات نامساعد صداعش شدت پذيرد . دوم آنكه از روشنايى گريزان و به تاريكى و تنهايى و سكون پناه برد و هنگام درد نتواند چشم را بگشايد . سوم آنكه در چشم احساس تمدد و درد نمايد و اين هنگامى است كه موجب در حجاب داخلى باشد . چهارم آنكه چهره كشيده و رنگ رخسار متغير گردد . چون دست بر سر نهد ناراحت شود و اين موقعى است كه ماده در حجاب محلّل قحف ( آهيانه ) باشد . از تغيير رنگ رخسار مىتوان استدلال بر نوع خلط

--> ( 1 ) - اجتماع مقاديرى چرك در عمق انساج / التهاب بافت‌هاى زير پوست .